آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

563

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

« خلاف ميان اصحاب ملتها هر چه ظاهرتر بعضى بطريق ارث دست در شاخى ضعيف زده طائفهء از جهت متابعت پادشاهان و بيم جان پاى بر ركنى لرزان نهاده و جماعتى از بهر حطام دنيا و رفعت منزلت ميان مردمان دل در پشتوان پوسيدهء بسته و تكيه بر استخوان تودهء كرده و اختلاف ميان ايشان در معرفت خالق و ابتداء خلق و انتهاء كار بينهايت هر چه ظاهرتر بود و رأى هر يك بر اين مقرر ، كه من محقم و خصم من مبطل و مخطى با اين فكرت در بيابان تردد و حيرت يك چندى بگشتم و در فراز و نشيب آن لختى پوييدم البته نه راه سوى مقصد بيرون توانستم بر دونه بر سمت راه حق دليلى نشان يافتم . بضرورت عزيمت مصمم گشتم ، بر آنكه علماء هر صنف را به‌بينم و از اصول و فروع معتقد ايشان استشكافى كنم و بكوشم تا به يقينى صادق دلپذير بدست آيد . اين اجتهاد بجاى آوردم و شرايط بحث اندر آن برعايت رسانيدم و هر طايفهء كه ديدم در ترجيح دين و تفصيل مذهب خويش سخنى ميگفتند و گرد تقبيح ملت و نفى حجت مخالفان ميگشتند . به هيچ تأويل بر پى ايشان نتوانستم رفتن و درد خويش را درمان نيافتم و روشن شد كه بناى سخن ايشان بر هوى بود و هيچ چيز نگشاد كه ضمير اهل خرد آن را قبول كردى » . برزويه پس از اين گونه تفكرات گويد رأى من بر عبادت قرار گرفت ، لكن « با خود گفتم اگر بر دين اسلاف بىايقان و تيقن ثبات كنم ، همچون آن جادو باشم ، كه بر آن نابكارى مواظبت مينمايد و بتبع سلف رستگارى طمع ميدارد و اگر ديگر بار در طلب ايستم عمر وفا نميكند ، كه اجل نزديك است و اگر در حيرت روزگار گزارم فرصت فائت گردد و ناساخته رحلت بايد كرد ، صواب آنست ، كه بر مواظبت و ملازمت

--> ايتاليايى مطالعات شرقى ، 14 ، 1933 ، ص 14 و بعد ) همين ملاحظات را نموده است و مانند من شباهتهاييكه بين تفكرات برزويه و پولوس‌پرسا موجود بوده ، ذكر كرده است . مقايسه شود با كلينگه G . Kinge در « جشن‌نامه فريدريش گيزه Festschrift Friedrich Giese جهان اسلام Die Welt des Islams ، مجلد مخصوص 1941 ، ص 51 - 140 .